احمد بن محمد حسينى اردكانى
390
مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى )
نيازك خيالاتىاند به الوان قوس قزح در كنار شمس حادث مىشوند بر استقامت . و سبب استقامتش آن است كه يا قطعهء كوچكى است از دايرهء عظيمه كه مستقيم به نظر مىآيد ، و يا اين است كه مقام ناظر و اوضاع سحاب به وضعى است كه منحدب را مستقيم مىبيند . و در اين وجه محلّ نظرى هست » . « 1 » تذييل شيخ رئيس در ذيل مقالهء بيان اسباب كائنات الجوّ فصلى آورده است ، و در آن فصل ذكر حوادث كبار كه در اين عالم اتّفاق مىافتد نموده است . و از آن جمله گفته است كه : لفظ طوفان در نزد اهل لغت اسم غلبهء هر يك از عناصر اربعه است بر تمام ربع معمور يا بر بعضى از آن ، و در عرف مخصوص است به غلبهء عنصر آب . و موجب وقوع طوفانات اجتماع كواكب است بر هيأتى از هيئات كه موجب غلبهء يكى از عناصر بر معموره گردد ، به شرط آنكه اسباب ارضيّه و استعدادات عنصريّه آن را معاونت نمايد . و امّا طوفان آب گاهى به سبب انتقال بخار به صقعى دفعة واقع مىشود به جهت اسباب عظيمهء ريحيّه كه موجب آن گردد يا اسبابى كه موجب شدّت مدّ شود ، يا امطار متواليهء دائمه را موجب گردد ، يا آنكه استحالهء مفرطه عنصر هوا را به عنصر آب اقتضا نمايد . و امّا طوفان نار از اشتعالات رياح عاصفه حاصل مىگردد ، يا به جهت غلبهء كيفيّت ارضيّهء باردهء مجمدهاى كه عناصر را مبدّل به ارض مىگرداند . و امّا طوفان هوائيّه از حركات هوائيّه ريحيّه شديدهاى است كه به حدّ افساد مىرسد . و دليل بر وقوع طوفان آب اخبار متواتره است به وقوعش ، و به حسب عقل دليلش آن است كه هر چه قابل زياده و نقصان است اگر چه در اكثر امر آن است كه در حدود وسط موجود مىباشد ، [ 333 ] امّا وجود طرفينش از حدّ امكان بيرون نرفته است . و چنان كه اتّفاق مىافتد كه در بعضى بقاع در سنين متواليه هيچ باران نبارد ، و اين معنى در طرف نقصان واقع است ، همچنين مىتواند شد كه به يك دفعه باران بسيار ببارد ، و طبيعت هوا مستحيل به
--> ( 1 ) . ابن سينا ، الشفاء ، الطبيعيات ، المعادن و الآثار العلوية ، ص 56 .